سيد محمد حسن مرعشى شوشترى

20

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )

مانند موثقه عبد الله بن سنان . 3 - روايتى كه سن 13 سالگى را بطور مشترك علامت بلوغ دانسته‌اند ، مانند موثقه عمار ساباطى . 4 - روايتى كه 13 و 14 سال را در پسران نشانهء بلوغ دانسته است ، مانند روايت ابو حمزه ثمالى . از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه سن بما هو سن موضوعيت ندارد و بلوغ سنى ، اماره براى تحقق بلوغ جنسى و غريزى است و تحقق بلوغ جنسى و غريزى در سنين مختلف نسبت به اشخاص و افراد مختلف ، متفاوت مىباشد . اين جمع جمع‌بندى با كمال وضوح از روايات استفاده مىشود ، بويژه با توجه به آيات قرآن مجيد كه ملاك بلوغ را همان رسيدن به بلوغ جنسى معرفى كرده است . و از روايات عامه نيز همين معنى بطور روشنى بدست مىآيد . 4 - بلوغ در كلمات فقيهان اماميه مستفاد از كلمات بعضى از فقها اين است كه بلوغ با چند امر حاصل مىشود : الف - روييدن موى خشن بر زهار چه در زن و چه در مرد . ب - خروج منى از زن و يا مرد . ج - سن 15 سالگى در پسران و 9 سالگى در دختران . علامه حلى در اين باره مىفرمايد : « 1 » « اما البلوغ فيحصل بامور . الف - انبات الشعر الخشن على العانة و الاقرب انه امارة . ب - خروج المنى . ج - السن و هو بلوغ خمس عشره سنة هلالية فى الذكر و تسع فى الانثى . » نكته‌اى كه در اين كلام وجود دارد اين است كه روييدن موى زهار را اماره بر بلوغ دانسته نه محقق نفس بلوغ ، اما دو امر ديگر ( منى و سن ) را محقق بلوغ قرار داده است . مستفاد از كلمات بعضى ديگر از فقهاء اين است كه هر سه امر از امارات بلوغ هستند و فرقى بين آنها از اين نظر نيست .

--> ( 1 ) ايضاح الفوائد فى شرح القواعد ، ج 2 ، صص 50 و 51 متن .